شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
بدرود با استن واورینکا، مردی معمولی که به جمع غولها راه یافت
- نویسنده, جاناتان یوریکو
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
استن واورینکا، چه با تکنیک و چه با سختکوشی، همیشه میتوانست هواداران را به هیجان بیاورد.
توانایی او در برانگیختن احساسات تماشاگران هیچوقت از بین نرفت؛ حتی در آخرین مسابقه حرفهای این ستاره ۴۱ ساله سوئیسی که پایان دوران درخشانش بود.
واورینکا، نفر سوم سابق ردهبندی جهانی، سهشنبه در بازل و جلوی هواداران پرشور خودی به ییری لهچکا از جمهوری چک باخت اما پیش از خداحافظی همه نشانههای دوران خیرهکنندهای را که فراتر از انتظارها بود، به نمایش گذاشت.
بکهند یکدست و خوشفرمش در طول خط، انگشتی که به شقیقهاش اشاره میکرد، درخواست سروصدای بیشتر از سکوها، فریاد «آله!» بعد از گرفتن امتیازی که احتمالا نباید میبرد، وسوسه شکستن راکت روی زانویش بعد از خراب کردن ضربهای که فکر میکرد باید آن را میزد و البته اشکهایی که از چشم سرازیر شدند.
واورینکا، خانواده و تیمش وقتی واقعیت این شکست آبرومندانه ۷-۵ و ۷-۶ (۷-۲) را پذیرفتند، اشکهایشان را پاک میکردند.
این یعنی دوران حرفهایای که ۲۳ سال، ۹۸۵ مسابقه و سه عنوان قهرمانی گرنداسلم را دربر میگرفت، به پایان رسیده بود.
واورینکا گفت: «تنها چیزی که در دوران حرفهایام میخواستم این بود که همه توانم را بگذارم، هیچ حسرتی نداشته باشم، همیشه بجنگم و در هر مسابقه صددرصد خودم را بگذارم؛ به احترام خودم، حریف، تورنمنت، هواداران و همه.»
«این همیشه، در بیش از ۲۰ سال، مهمترین چیز بود و تنها راهی است که میشود ورزش را ترک کرد؛ بدون هیچ حسرتی.»
میلیونها هوادار واورینکا را دوست دارند، چون میتوانند با او همذاتپنداری کنند؛ آدمی معمولی که با به حد نهایت رساندن توانش به اوج ورزش خود رسید.
بسیاری از بازیکنان بااستعداد همنسل او از حضور راجر فدرر، رافائل نادال و نوواک جوکوویچ گلایه داشتند و این «سه غول» را مانعی میدانستند در راه قهرمانی سایر بازیکنان در گرنداسلمها.
اما این مانع جلوی واورینکا را نگرفت. او با ضربههای انفجاری، استقامت خستگیناپذیر و روحیه شکستناپذیرش، در مسیر کسب سه عنوان قهرمانی گرنداسلم، از سد این سه ابرستاره گذشت.
واورینکا تا پیش از این که در ۲۸ سالگی یکی از بزرگترین جامهای این ورزش را بالای سر ببرد، بازیکنی بود که دوران حرفهایاش آرام و پیوسته پیش میرفت، نه درخشان و پرهیاهو.
او که در اوپن استرالیا ۲۰۱۴ نفر هشتم جدول بود، در یکچهارم نهایی جوکوویچ را کنار زد و بعد با شکست دادن نادال، نفر اول جدول، به یک قهرمانی غیرمنتظره رسید.
واورینکا در ملبورن در حالی که جام را در دست داشت، اعتراف کرد: «هیچوقت انتظار نداشتم گرنداسلم ببرم، چون فکر میکردم آنقدر خوب نیستم که اینها را شکست بدهم.»
در واقع او بیش از اندازه کافی خوب بود و این را بارها و بارها ثابت کرد.
واورینکا در اوپن فرانسه ۲۰۱۵ در یکچهارم نهایی بهراحتی از سد هموطن سوییسیاش، فدرر، گذشت و بعد در فینال با نمایشی از قدرت بیامان جوکوویچ را در هم کوبید؛ نمایشی که بیشک باید آن را در شمار بهترین اجراهای دوران او دانست.
آخرین عنوان گرنداسلم او در اوپن آمریکا ۲۰۱۶ به دست آمد؛ جایی که در دور سوم مقابل دن ایوانز بریتانیایی از امتیاز باخت جان سالم به در برد و در ادامه با شکست دادن جوکوویچ قهرمان شد.
جای تعجب نیست که جوکوویچ، قهرمان ۲۴ گرنداسلم که بسیاری او را بهترین بازیکن تاریخ میدانند، واورینکا را «اسطوره» خواند.
این بازیکن ۳۹ ساله صرب که در بازل با واورینکا تمرین کرد، گفت: «استن دوران حرفهای فوقالعادهای داشت. آن روحیه رقابتیای که در زمین دارد، استعداد، قدرت، توان، دقت؛ همهچیز داشت.»
واورینکا آنقدر خوب بود که گرنداسلم ببرد ولی به اندازه رقبای نامدارش همواره در اوج نبود.
«سه بزرگ» را اغلب به «چهار بزرگ» گسترش میدهند و اندی ماری بریتانیایی را هم در آن جا میدهند؛ قهرمان سه گرنداسلم که به رتبه اول جهان رسید، دو مدال طلای انفرادی المپیک گرفت و قهرمان مسترز آخر فصل شد.
واورینکا خودش قبول دارد که از ساختن «پنج بزرگ» «خیلی فاصله» داشت و آمار هم همین را نشان میدهد.
۲۶۷ هفته حضور در میان ۱۰ نفر برتر جهان، یک قهرمانی در تورنمنتهای مسترز ۱۰۰۰ و ۱۵ عنوان دیگر در تور حرفهای، خیلی کمتر از کارنامه فدرر، نادال، جوکوویچ و ماری است اما در عین حال بیش از چیزی است که بیشتر بازیکنان حتی در رویایشان میبینند.
در واقع قهرمانیهای گرنداسلم است که واورینکا را بیشتر همنسلانش متمایز میکند. این موضوع در کنار ارتباط نزدیکش با مردم و نگرش ستودنیاش، دلیل آن است که این تنیسباز دوستداشتنی را بهعنوان کسی به یاد خواهند آورد که در نسلی طلایی، جایی که دیگران کم آوردند، خودش به یکی از بزرگان تبدیل شد.
واورینکا که معروف بود بعد از مسابقهها اهل جشن گرفتن است، گفت: «البته که اشک هست. البته که فردا حس خماری خواهم داشت؛ نه لزوما به خاطر الکل، بیشتر به خاطر غم اما بالاخره باید یک جایی کتاب را بست.»