چرا وصیت‌نامه علی خامنه‌ای منتشر نشده است؟

    • نویسنده, حسین باستانی
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۵ دقیقه

با گذشت هفت ماه از کشته شدن دومین رهبر جمهوری اسلامی، هنوز وصیت‌نامه سیاسی او منتشر نشده است. در این مدت، فقط وصیت‌نامه‌ای شخصی و قدیمی از او انتشار یافته که تاریخ تنظیم آن، به فروردین ۱۳۴۲ برمی‌گردد.

تاخیر در رونمایی از وصیت‌نامه علی خامنه‌ای، به موازات تاخیری مشابه در انتشار صدا یا تصویر جانشین او بوده است. در هر دو فقره، نه‌تنها اطلاعات مرتبط با راس حکومت پنهان مانده، که نشانه معنی‌داری هم از پیگیری آن اطلاعات در حلقه‌های قدرت وجود ندارد. به‌علاوه، در هر دو مورد، تلاش‌های پراکنده منابع حکومتی برای پاسخ به ابهامات، عمدتا به ابهام‌های جدید منجر شده است.

در موضوع خاص وصیت‌نامه، یکی از مبهم‌ترین فرضیه‌هایی که از تریبون‌های رسمی ارائه شده، احتمال نابودی سند در جریان بمباران اقامتگاه رهبر بوده است. در همین ارتباط، به عنوان نمونه روزنامه اطلاعات از نشریات زیر نظر نهاد رهبری، فرضیه «زیر آوار» ماندن وصیت‌نامه را مطرح کرده، یا علیرضا زاکانی شهردار تهران، از احتمال نابودی آن به خاطر «از بین رفتن دست‌نوشته‌ها و کتاب‌خانه» علی‌خامنه‌ای سخن گفته‌است.

پیش‌فرض این روایات، گویی نگهداری سندی در حد «وصیت‌نامه سیاسی مقام اول نظام» در مکان‌هایی در حد کتابخانه شخصی او بوده؛ که به سختی قابل‌تصور است. به‌ویژه با توجه به خاطره مهر و موم وصیت‌نامه سیاسی روح‌الله خمینی در دو نسخه مجزا، که یکی در آستان قدس و دیگری در مجلس خبرگان نگهداری می‌شد.

تجربه وصیت‌نامه روح‌الله خمینی

کنجکاوی راجع به وصیت‌نامه علی خامنه‌ای، البته به این معنی نیست که در صورت انتشار، لزوما اتفاق تعیین‌کننده‌ای در حکومت می‌افتد؛ چون بعد از رونمایی هم، تاثیر عملی آن به «روایت» حاکمان از متن بستگی خواهد داشت.

به‌عنوان نمونه بلافاصله پس از مرگ بنیان‌گذار جمهوری اسلامی در خرداد ۱۳۶۸، مسئولان حکومتی، هم‌زمان با ابراز ارادت‌های به‌شدت اغراق‌آمیز به روح‌الله خمینی، واضح‌ترین تاکیدات متن وصیت‌نامه او را نادیده گرفتند و مشکل خاصی هم پیش نیامد.

در وصیت‌نامه مطول او، حکایت‌های فراوانی از اوضاع ایران و جهان، تاریخ گذشته و موضوعات مذهبی وجود داشت. ولی در این متن، معدود توصیه‌های حکومتی مشخص هم به چشم می‌خورد که یکی از مهم‌ترین‌شان، نهی مطلق «قوای مسلح، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها» از ورود به «بازی‌های سیاسی» بود.

با وجود این تصریح، در زمان رهبر جانشین، سپاه و به ویژه بسیج به بزرگ‌ترین و قدرتمندترین تشکیلات سیاسی ایران تبدیل شدند و به نقش‌آفرینی موثر در رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی پرداختند.

وصیت‌نامه روح‌الله خمینی همچنین، حاوی تاکیدی حتی مهم‌تر در ارتباط با نحوه مواجهه با نقل‌قول‌های منتسب به او پس از مرگش بود که در عمل، کلیدی‌ترین بخش آن محسوب می‌شد: «آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست، مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»

با این حال، تنها ساعاتی پس از خواندن وصیت‌نامه در مجلس خبرگان، اکبر هاشمی رفسنجانی تعریف کرد رهبر سابق خصوصی به او و احمد خمینی گفته علی خامنه‌ای گزینه خوبی برای جانشینی است.

بر مبنای گزارش‌های مبسوط منابع حکومتی از جلسه خبرگان و روایت‌های حاضران در جلسه -از جناح‌های رقیب- نه‌تنها رهبر جدید بر مبنای همین نقل قول انتخاب شد، که هیچ‌یک از حاضران حتی سؤال نکرد که اصولا، فایده قرائت وصیت‌نامه روح‌الله خمینی برای حاضران چه بود؟

از شوروی لنین تا چین مائو

وصیت‌نامه رهبرانی که تا پایان عمر در سمت خود می‌مانند، به طور بالقوه از مهم‌ترین سندهای حکومتی محسوب می‌شوند. به‌خصوص چون این رهبران، مثلا برخلاف روسای جمهوری که چند سال در قدرتند و می‌روند، تا وقتی زنده‌اند در جایگاه تعیین تکلیف در موضوعات حساس هستند.

درست به همین علت است که جریان‌های رقیب حکومتی، در تفسیر، انتشار یا اختفای وصایای این رهبران برای دوران بعد از خود، منافع حیاتی دارند.

یکی از معروف‌ترین مثال‌های تاریخی، وصیت‌نامه ولادیمیر لنین رهبر انقلاب ۱۹۱۷ روسیه است که درواقع، نامه‌ای به کنگره حزب کمونیست شوروی بود. در این نامه، ارزیابی‌هایی انتقادی از چهره‌های برجسته حزب و هشداری صریح نسبت به تمرکز قدرت در دستان ژوزف استالین وجود داشت. نامه لنین، پس از مرگش تنها در جلسات بسته حزبی برای نمایندگان ارشد خوانده شد و استالین با حمایت متحدان خود در حزب، از انتشار عمومی آن جلوگیری کرد.

هرچند متن این وصیت‌نامه در۱۹۲۶ توسط روزنامه نیویورک‌تایمز افشا شد، اما انتشار عمومی آن در شوروی ۳۲ سال بعد از مرگ لنین، یعنی در ۱۹۵۶ و در جریان کارزار «استالین‌زدایی» نیکیتا خروشچف رهبر وقت صورت گرفت.

در چین هم، پس از مرگ مائو تسه‌تونگ در ۱۹۷۶، توصیه‌های به جا مانده از او به طور غیرمستقیم با جنگ قدرت برای جانشینی گره خوردند. رهبر انقلاب چین وصیت‌نامه سیاسی مکتوب نداشت، ولی بیست سال پیش از مرگ، به همراه عده‌ای دیگر از چهره‌های قدرتمند حزب کمونیست، متنی را امضا کرده بود که بر سوزاندن اجساد رهبران حزب و ممنوعیت ساخت مقبره برای آنها تاکید می‌کرد. ظاهرا، با این هدف که با سنت‌های مذهبی تدفین و بزرگداشت افراطی مردگان، باقی‌مانده از دوران قبل از حکومت کمونیستی، مبارزه شود.

بااین‌حال، هوا گوئوفنگ جانشین مائو و همکارانش، که برای تثبیت قدرت در برابر رقبای حزبی به «نمادهای مشروعیت‌بخش» نیاز داشتند، توصیه رهبر قبلی را رسانه‌ای نکردند. آنها برای مائو بارگاهی بزرگ ساختند و جسد او را، فراتر از سنت‌های امپراتوران چین، مومیایی کردند. چهار سال طول کشید تا دنگ شیائوپینگ، رهبر عمل‌گرای بعدی، در مصاحبه‌ای از توصیه‌های مائو و مصلحت‌اندیشی‌های پس از مرگ او سخن بگوید.

شرایط جاری جمهوری اسلامی ایران، البته از جهات مختلف، با وضعیت چین در ۱۹۷۶ یا شوروی در ۱۹۲۴ تفاوت دارد.

طبیعتا نمی‌توان حدس زد که از وصیت‌نامه علی خامنه‌ای در چه زمانی ممکن است رونمایی شود؛ همان‌طور که تضمینی نیست که اگر سرانجام متنی با این عنوان در دسترس قرار بگیرد، در مورد اصالت آن اجماعی وجود داشته باشد.

ولی علی‌رغم تمام ابهامات، تصور آنکه او از اساس متنی را تحت عنوان وصیت‌نامه سیاسی خود تنظیم نکرده باشد، بسیار دشوار به نظر می‌رسد. تصور اینکه رونمایی نشدن از وصیت‌نامه تاکنون، ریشه در دلایلی در حد نابودی آن در بمباران اقامتگاه علی خامنه‌ای داشته باشد، حتی از آن هم دشوارتر خواهد بود.

در نهایت، محتمل‌ترین فرضیه مرتبط این است که آنچه جریان دارد را، از جنس برخی تجربیات جهانی کمابیش مشابه تلقی کنیم: اینکه شاید رهبر جدید یا تیم او، به هر علت، انتشار وصیت‌نامه رهبر سابق را -تا اطلاع ثانوی- به مصلحت خود ندانسته‌اند.