شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
روایت رئیس سابق موساد از جنگ روانی در ایران؛ چرا تصاویر عملیات مخفی منتشر شد؟
- نویسنده, رضا ثابتی
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
صبح ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، همزمان با آغاز حملات اسرائیل به ایران در جنگ ۱۲ روزه، ویدیویی با نشان رسمی موساد منتشر شد که ظاهرا ماموران این سازمان را هنگام آمادهسازی و بهکارگیری تجهیزات نظامی در خاک ایران نشان میداد. به گفته مقامهای اسرائیلی، این تصاویر مربوط به عملیاتی برای هدف قرار دادن سامانههای پدافند هوایی ایران بود. انتشار تصاویر فعالیت ماموران یک سازمان اطلاعاتی، آن هم در نخستین ساعات جنگ، اقدامی غیرمعمول به نظر میرسید.
با گذشت بیش از ۱۶ ماه از آن جنگ، داوید بارنیا، رئیس پیشین موساد، اکنون میگوید این سازمان عمدا آن تصاویر را منتشر کرده بود تا دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی در جستوجوی عوامل اسرائیلی، شمار زیادی از افراد را بازداشت کنند و شناسایی ماموران واقعی موساد در میان مظنونان دشوار شود.
به گزارش رسانههای اسرائیلی، آقای بارنیا روز ۲۲ اکتبر در سخنانی در «نشست پرایوریتی» مدعی شد که به همین دلیل «در روز دوم جنگ»، ۲۱ هزار نفر در ایران بازداشت شدند. او همچنین گفت «۹۹/۹ درصد ماموران موساد هرگز شناسایی نشدهاند» و مدعی شد که برخی از عوامل مشارکتکننده در آن عملیات همچنان در تهران زندگی میکنند.
در حالی که بر اساس اصول متعارف جنگهای اطلاعاتی، موفقیت یک عملیات غالبا با اصل محرمانگی و ناشناس ماندن ماموران پیوند خورده است، چرا موساد باید عامدانه بخشی از فعالیتهای مخفی خود را آشکار کند؟
آویوا گاتمن، پژوهشگر تاریخ سازمانهای اطلاعاتی در دانشگاه آبریستویث بریتانیا، در پاسخ به این پرسش بیبیسی فارسی گفت که به باور او انتشار آن تصاویر، نوعی «نمایش قدرت» و تلاشی برای تسلط بر روایت جنگ بود؛ اقدامی که میتوانست روحیه مخاطبان اسرائیلی را تقویت کند و در دستگاههای امنیتی ایران نیز بدگمانی و بیاعتمادی به وجود آورد.
خانم گاتمن این روش را در چارچوب پدیدهای به نام «جنگ تایملاین» یا جنگ روایت در شبکههای اجتماعی بررسی میکند و میگوید سازمانهای اطلاعاتی بیش از گذشته میکوشند موفقیتهای خود را بلافاصله در معرض دید عموم قرار دهند و بر برداشت مخاطبان از رویدادها تاثیر بگذارند.
او میگوید: «موساد میخواهد بر روایت مسلط شود و مطمئن شود که عملیاتش از نگاه مخاطبان داخلی و خارجی یک پیروزی تلقی میشود.»
«نمیتوان به هیچکس اعتماد کرد»
در جریان جنگ ۱۲ روزه در سال ۱۴۰۴، نهادهای امنیتی ایران از بازداشت افراد مظنون به همکاری با اسرائیل خبر میدادند و از شهروندان میخواستند موارد مشکوک را گزارش کنند. ایستهای بازرسی در خیابانها برپا شد و مقامهای قضایی نیز از برخورد با متهمان به جاسوسی سخن گفتند.
روز ۲۱ مرداد ۱۴۰۴، سعید منتظرالمهدی، سخنگوی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی، اعلام کرد در جریان آن جنگ حدود ۲۱ هزار نفر بازداشت شدهاند. اکنون همان رقم در توضیح داوید بارنیا از موفقیت عملیات موساد جای گرفته است.
او بازداشتها را به روز دوم جنگ نسبت میدهد، در حالی که پلیس ایران آمار را مربوط به کل جنگ ۱۲ روزه میداند. آقای بارنیا همچنین گفته است «تمام بازداشتشدگان» سرانجام آزاد شدند، در حالی که خود در همان سخنرانی میگوید «برخی از افرادی که به اتهام همکاری با دستگاه اطلاعاتی اسرائیل در ایران بازداشت یا اعدام شدند، هرگز ارتباطی با موساد نداشتهاند».
سازمان عفو بینالملل در ۲۰ ژوئن ۲۰۲۵، در جریان جنگ ۱۲ روزه، درباره بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و خطر اعدام افراد متهم به همکاری با اسرائیل هشدار داد و خواهان رعایت حقوق بازداشتشدگان شد.
آویوا گاتمن معتقد است موساد از ابتدا میخواست این تصور را ایجاد کند که ماموران اسرائیلی «همهجا» حضور دارند. به گفته او، هدف از این اقدام گسترش سوءظن و سردرگمی در دستگاههای امنیتی ایران و تضعیف اعتماد درون حکومت بود؛ زیرا وقتی «هر فردی بتواند یک مامور بالقوه اسرائیلی باشد، آنوقت دیگر نمیتوان به هیچکس اعتماد کرد».
خانم گاتمن به نحوه بازگویی این وقایع از سوی داوید بارنیا نیز اشاره میکند و میگوید رئیس پیشین موساد اکنون بازداشتهای گسترده را نتیجه موفقیتآمیز اقدامی معرفی میکند که به ادعای خودش، به حفاظت از ماموران اسرائیلی کمک کرده است؛ به این ترتیب که به گفته او نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در میان شمار زیادی از مظنونان سردرگم شدهاند و ماموران واقعی موساد توانستند از شناسایی و بازداشت در امان بمانند.
چرا یک سازمان اطلاعاتی عملیات خود را علنی میکند؟
به گفته آویوا گاتمن، انتشار تصاویر عملیات اطلاعاتی مختص موساد نیست. او به ویدیوهای حملات پهپادی اوکراین علیه تاسیسات نظامی روسیه و انتشار تصاویر برخی حملات آمریکا به نیروهای داعش اشاره میکند. هدف چنین اقداماتی از نظر او، تقویت روحیه نیروهای خودی و افکار عمومی داخلی و در مقابل، تضعیف روحیه طرف مقابل است.
او به دشوارتر شدن حفظ محرمانگی نیز اشاره میکند، چون دوربینهای تلفن همراه، سامانههای نظارتی و فناوری تشخیص چهره با هوش مصنوعی، امکان پنهان ماندن عملیات را محدودتر کردهاند.
به اعتقاد خانم گاتمن، سرویسهای اطلاعاتی گاهی «یک نقطه ضعف را به امتیاز تبدیل میکنند»: بهجای آنکه انتشار اطلاعات را صرفا تهدید بدانند، خود درباره بخشی از عملیاتشان اطلاعرسانی میکنند تا روایت آن را در اختیار بگیرند.
خانم گاتمن در پاسخ به پرسش بیبیسی فارسی درباره پیامدهای آشکار کردن اطلاعات مربوط به عملیات مخفی برای موساد، میگوید: «به نظرم خطرها بسیار محدودند. میتوان فرض کرد موساد تنها زمانی اطلاعاتی را منتشر میکند که مطمئن باشد نمیتوان از طریق آنها به هویت مامورانش پی برد. همچنین، اطلاعات مربوط به یک عملیات را تنها زمانی علنی میکند که دیگر نتوان از آنها برای مختل کردن عملیات مخفیانه استفاده کرد.»
احمد الراوی، استاد ارتباطات دانشگاه سایمون فریزر کانادا و پژوهشگر اطلاعات گمراهکننده، در گفتوگو با بیبیسی فارسی، هدف چنین اقداماتی را ایجاد تصویری از «قدرت برتر» میداند؛ «چه در زمینه جمعآوری اطلاعات و گستردگی نفوذ و چه، مهمتر از همه، تاثیری که تصور میشود این اقدامات بر جای میگذارند.»
آقای راوی عملیات فریب را از قدیمیترین شیوههای جنگی میداند و میگوید سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، نیز در فعالیتهای اطلاعاتی و جذب منابع از روشهای رسانهای مشابه استفاده میکند.
در جنگ ۱۲ روزه، ارتش اسرائیل از شبکههای اجتماعی برای ارتباط مستقیم با مخاطبان ایرانی نیز بهره برد. ۱۸ ژوئن ۲۰۲۵، حساب فارسی این ارتش در شبکه ایکس از ایرانیانی که نگران آینده کشور بودند خواست از طریق وبسایت موساد تماس بگیرند. پیام به افرادی نیز اشاره داشت که بنا بر ادعای ارتش اسرائیل، خود را عضو نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی معرفی کرده بودند.
در آن زمان سایت تایمز اسرائیل این پرسش را مطرح کرد که آیا هدف از این کار، جذب منابع اطلاعاتی بوده یا تلاش برای بیثبات کردن جمهوری اسلامی از طریق عملیات روانی؛ یا هر دو.
موساد و سابقه انتشار اطلاعات گمراهکننده
تلاش برای تاثیرگذاری بر برداشت دیگران از طریق اطلاعات، سابقهای طولانی در فعالیت موساد دارد. آویوا گاتمن در پژوهشی که سال ۲۰۲۴ منتشر شد، با بررسی اسناد آرشیوی نشان داد که این سازمان در دهه ۱۹۷۰ حتی از روابط خود با سرویسهای اطلاعاتی کشورهای دوست برای منحرف کردن سوءظنها بهره میبرد.
موضوع این پژوهش عملیات «خشم خدا» است؛ کارزار ترور اعضا و افراد مرتبط با گروههای مسلح فلسطینی، به ویژه گروه «سپتامبر سیاه»، که اسرائیل پس از کشته شدن ۱۱ عضو کاروان ورزشیاش در المپیک مونیخ در سال ۱۹۷۲ آغاز کرد. عاملان حمله مونیخ از اعضای سپتامبر سیاه بودند، اما همه کسانی که موساد در این کارزار هدف قرار داد، مستقیماً در آن حمله نقش نداشتند.
بر اساس اسناد بررسیشده، موساد در آوریل ۱۹۷۳ از طریق شبکه محرمانه تبادل اطلاعات «کیلووات» به سرویسهای اروپایی هشدار داد که گروههای فلسطینی ممکن است از خودروهای بمبگذاریشده استفاده کنند. حدود دو ماه بعد، ماموران موساد با روش مشابه، دو فلسطینی را در رم هدف قرار دادند و یک فعال الجزایری حامی فلسطینیان را در پاریس کشتند.
پژوهشگر نتیجه میگیرد که هشدارهای قبلی موساد میتوانست سوءظن درباره عامل این ترورها را از اسرائیل دور کند. به نوشته او، موساد اطلاعات گمراهکننده را در میان انبوهی از گزارشهای درست و معتبر میگنجاند تا باورپذیرتر شوند.
این شیوه همچنین به سرویسهای اروپایی امکان میداد بدون اذعان به آگاهی از نقش اسرائیل در ترورها، همکاری اطلاعاتی با موساد را ادامه دهند.
در آن دوره، موساد میکوشید با درز اطلاعات، ردپای خود را پنهان کند. اما در جنگ با ایران، بنا بر توضیح داوید بارنیا، انتشار تصاویر برای برجسته کردن حضور عوامل مرتبط با اسرائیل صورت گرفت. با وجود این تفاوت، هدف مشترک هر دو روش، تاثیرگذاری بر برداشت و رفتار مخاطبان از طریق اطلاعاتی بود که موساد در اختیارشان قرار میداد.
آیا سخنان تازه بارنیا نیز بخشی از جنگ روانی است؟
آویوا گاتمن به پرسش بیبیسی فارسی درباره اینکه آیا سخنان تازه داوید بارنیا نیز خود میتواند بخشی از جنگ روانی علیه ایران باشد، قاطعانه پاسخ مثبت میدهد. از نظر او، موساد همچنان میخواهد روایت عملیات را در اختیار داشته باشد و آن را موفقیتی اطلاعاتی جلوه دهد.
احمد الراوی نیز معتقد است سخنان آقای بارنیا میتواند تصویری از حکومتی ضعیف، بیثبات و گرفتار نفوذ گسترده اطلاعاتی ارائه کند.
به گفته او، ادعای حضور شمار زیادی از ماموران اسرائیلی در ایران ممکن است منابع امنیتی جمهوری اسلامی را صرف جستوجوی جاسوسانی کند که شاید اساسا وجود نداشته باشند.
آقای راوی درباره ادعای مشخص رئیس پیشین موساد مبنی بر اینکه انتشار تصاویر به حفاظت از ماموران این سازمان کمک کرده است، میگوید: «راهی برای ارزیابی دقیق این ادعا وجود ندارد.»
به گفته او، جمهوری اسلامی در جریان جنگ با حملات گسترده و پیدرپی از جبهههای مختلف روبهرو بود و به همین دلیل نمیتوان مشخص کرد انتشار تصاویر موساد تا چه اندازه در سردرگمی دستگاههای امنیتی ایران نقش داشته است.
جنگ روانی و پیامدهای انسانی
اظهارات تازه رئیس پیشین موساد درباره انتشار عمدی تصاویر عملیات در داخل ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه، در میان کاربران شبکههای اجتماعی از طیفهای سیاسی مختلف نیز اختلافنظرهایی برانگیخته است.
فراتر از ابعاد اطلاعاتی و جنگ روانی این اقدام، بحثی بر سر پیامدهای احتمالی آن برای شهروندان عادی در گرفته است. برخی معتقدند موساد با آگاهی از احتمال واکنش گسترده دستگاههای امنیتی ایران، جان و امنیت افرادی را که ارتباطی با این سازمان نداشتند به خطر انداخته است. در مقابل، گروهی دیگر تاکید میکنند که مسئولیت بازداشت و برخورد با شهروندان بر عهده جمهوری اسلامی است و این برخوردها را باید پیامد سیاستهای حکومت ایران دانست.
آویوا گاتمن نیز در گفتوگو با بیبیسی فارسی، به «جنبه اخلاقی» سخنان داوید بارنیا اشاره میکند و میگوید: «اینکه او از بازداشت هزاران نفر برای نجات ماموران موساد ابراز رضایت میکند، تا حدی نگرانکننده است».
با وجود این او تاکید میکند که از منظر اطلاعاتی، ایجاد بدگمانی و بیاعتمادی میتواند راهبردی بسیار موثر باشد. به گفته او، در فضایی که هر کسی ممکن است به همکاری با اسرائیل متهم شود، افراد حتی میتوانند از چنین اتهامی برای تسویهحسابهای شخصی و حذف دیگران استفاده کنند؛ روندی که به گفته او ممکن است به تضعیف ساختار حکومت از درون بینجامد.
او این روش را با راهبرد فرانسه در جنگ الجزایر مقایسه میکند. به گفته خانم گاتمن، فرانسویها این تصور را در جبهه آزادیبخش ملی الجزایر ایجاد کرده بودند که شمار همکارانشان در این گروه بسیار بیشتر از واقعیت است. در نتیجه، اعضای این جبهه شماری از رهبران خود را به ظن همکاری با فرانسه کشتند.
به باور این کارشناس، گسترش چنین سوءظنی میتواند دستگاهی را که در پی شناسایی عوامل نفوذی است، به سمت بیاعتمادی و آسیب زدن به نیروهای خودی سوق دهد.