شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
درگذشت حسن حبیبی؛ پسر طلایی چهارصددستگاه و «پدر معنوی» آرارات
حسن حبیبی، کاپیتان پیشین تیم ملی و نخستین سرمربی تیم ملی ایران پس از انقلاب، دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵، پس از چند سال بیماری در بیمارستان شریعتی تهران در ۸۶ سالگی درگذشت.
حسن حبیبی ۱۸ بهمن ۱۳۱۸ در کرمان، متولد شد. همدورهایها و همبازیهایش از اوج جوانیاش به او لقبی دادند، که تا پایان عمر با او ماند: «حسن آقا». از حسن حبیبی به عنوان «پدر معنوی باشگاه آرارات» نیز نام برده میشود.
آقای حبیبی در دوران زندگی حرفهای خود به افتخاراتی دست یافت که شاید برای بسیاری از فوتبالیستهای نسلهای بعدی، آرزوهایی دست نیافتنی باشد.
صعود به مسابقات فوتبال المپیک ۱۹۶۴ توکیو و حضور در این مسابقات، قهرمانی در جام ملتهای ۱۹۶۸ آسیا به عنوان کاپیتان تیم ملی و قهرمانی در مسابقات جام عمران منطقهای در سال ۱۳۴۴ به عنوان بازیکن و به عنوان مربی، دو قهرمانی با تیم فوتبال پاس در رقابتهای لیگ تخت جمشید، صعود به المپیک ۱۹۸۰ به عنوان سرمربی تیم ملی، و مقام سوم جام ملتهای ۱۹۸۰.
از روز خداحافظی حسن حبیبی به عنوان یکی از بزرگترین و خاصترین روزهای تاریخ فوتبال ایران نیز یاد میشود. او سال ۱۳۴۹ در حالی که فقط ۳۱ سال داشت، تصمیم گرفت برای همیشه از فوتبال خداحافظی کند.
فدراسیون فوتبال ایران تصمیم گرفت تیمی متشکل از «کاپیتانهای پیشین تیمهای ملی شناخته شده فوتبال جهان» را به تهران بیاورد و این تیم نمادین را مقابل «تیم منتخب تهران» به کاپیتانی حسن حبیبی قرار دهد. این بازی بیش از ۲۰ هزار تماشاگر را به ورزشگاه امجدیه (شیرودی کنونی) کشاند.
از مشهورترین کاپیتانهایی که به دعوت فدراسیون فوتبال ایران به تهران آمد و برای بازی خداحافظی حسن حبیبی به میدان رفت، میتوان به استنلی ماتیوس کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال انگلیس و اولین برنده توپ طلای اروپا اشاره کرد.
روپایی با توپهای کهنهدوز
حسن حبیبی در خانوادهای پرجمعیت بزرگ شد. او ۸ خواهر و برادر داشت و پدرش در سال ۱۳۲۵ تصمیم گرفت از کرمان به محله چهارصد دستگاه تهران نقل مکان کند. ورودش به محله چهارصد دستگاه تهران، زندگی او و برادرانش را تغییر داد. خودش گفته بود وجود یک زمین خاکی فوتبال در این محل، دیدگاههای او نسبت به زندگی را تغییر داد و باعث شد با فوتبال آشنا شود.
آقای حبیبی در گفتوگویی که سال ۱۳۹۲ از او منتشر شد، با اشاره به وضعیت نامساعد مالی خانوادهاش در دوران کودکی خود گفته بود که برای فوتبال بازی کردن، لباسهای کهنه و دور ریز خانواده و همسایهها را جمع میکرد، پارچههایش را میبرید و آنها را مانند کلاف سخت، در هم میپیچید تا به توپ فوتبال تبدیل شود: «مثل توپ بود ولی توپ نبود. چیزی بود بدشکل و بدقواره که وقتی روپایی میزدیم فقط بالا میرفت و پایین میآمد. ما با همان فوتبال را یاد گرفتیم.»
حسن حبیبی به گفته خودش، با برخی از نوجوانان دبیرستان ابوریحان، تیمی محلی تشکیل داد تا با تیمهای دیگر محله چهارصد دستگاه مسابقه دهند.
سال ۱۳۳۳ وقتی فقط پانزده سال سن داشت، در زمین خاکی چهارصد دستگاه مورد توجه دکتر عباس اکرامی قرار گرفت.
عباس اکرامی، از تاثیرگذارترین شخصیتهای معاصر ورزش ایران بود؛ آموزگار مدارس تهران، روزنامهنگار حوزههای ورزش و اجتماعی و مربی فوتبال که در ایران به عنوان «موسس مکتب شاهین» یا «موسس باشگاه شاهین» شناخته میشود. آقای اکرامی از حسن حبیبی خواست به عنوان مدافع به تیم جوانان شاهین بپیوندد.
حبیبی حد فاصل سالهای ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۵ در تیم جوانان شاهین و تیم کولاک، از تیمهای زیر مجموعه شاهین به زمین رفت. اما سال ۱۳۳۸ پس از برخی اختلافات با مدیران باشگاه شاهین، با تیم تاج (استقلال کنونی) قرارداد بست.
آقای حبیبی از معدود بازیکنانی بود که از باشگاه شاهین به تاج پیوست. اکثر قریب به اتفاق بازیکنان شاهین پس از انحلال به تیم فوتبال پرسپولیس یا پیکان پیوستند.
او از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ پیراهن تاج را برتن کرد و پس از آن از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۹ همراه با محمد رنجبر و حشمت مهاجرانی تیم فوتبال پاس تهران را تاسیس کرد و به این باشگاه پیوست. آقای حبیبی تا پایان دوران فوتبال خود در این تیم ماند و با به کاپیتانی تیم پاس، کاپیتانی تیم ملی فوتبال ایران و عنوان بهترین بازیکن سال ۱۳۴۸ رسید.
او در توصیف خود گفته بود: «از روزی که خودم را در زمین چهارصد دستگاه شناختم، مدافع بودم. در شاهین مدافع ماندم و در تاج و پاس و تیم ملی هم در خط دفاعی بازی کردم. هیچ وقت پست من حتی در جریان بازی عوض نشد. من عاشق این پست بودم و ماندم.»
سالهای مربیگری؛ از افتخارات پیش از انقلاب تا سازندگی پس از انقلاب
حسن حبیبی فروردین ۱۴۰۰ به وبسایت طرفداری گفته بود: «این روزها دیگر هیچ خاطرهای ندارم. هر چه را هم الان بگویم، چند دقیقه بعد فراموش می کنم. در واقع بدجور فراموشی گرفتم. احتمالا به خاطر این است که زیاد بلند میشدم و سر میزدم. دکترم میگفت از بس روی هوا بلند شدی سر زدی، فراموشی گرفتی.»
اما غیرممکن است فوتبال ایران نام و یادگارهای او را فراموش کند. حسن حبیبی به محض کنار گذاشتن فوتبال در دورههای آموزش مربیگری فیفا شرکت کرد و گفته شد که میان ۶۱ مربی، بالاترین نمره را به دست آورده است. از سال ۱۳۵۲ روی نیمکت سرمربیگری تیم پاس نشست و تا سال ۱۳۵۶ این تیم را به دو مقام قهرمانی جام تخت جمشید رساند؛ بالاتر از مدعیانی چون تاج و پرسپولیس.
پس از انقلاب آقای حبیبی نخستین سرمربی تیم ملی شد و این تیم را در بحرانیترین شرایط سیاسی و منازعات نظامی ایران و عراق به جام ملتهای آسیا برد. او تا پایان سال ۱۳۵۹ سرمربی تیم ملی ایران بود.
حسن حبیبی بهار سال ۱۳۶۴ به عنوان سرمربی استقلال منصوب شد اما بدون اینکه استقلال را حتی در یک بازی هدایت کند، جای خود را به منصور پورحیدری داد. یک سال بعد به امارات رفت و سرمربیگری الاهلی را برعهده گرفت.
زندگی حرفهای حسن حبیبی پس از بازگشت از امارات در سال ۱۳۶۵ با باشگاه آرارات گره خورد. از حسن حبیبی به عنوان «پدر معنوی» باشگاه آرارات نام میبرند. باشگاهی که متعلق به ارامنه تهران بود و بخش عمدهای از حیاتش پس از انقلاب را باید مدیون تلاشهای حسن حبیبی دانست.
آقای حبیبی هر چند از سال ۱۳۶۶ تا سال ۱۳۷۴ سرمربی آرارات در رقابتهای لیگ باشگاهی ایران بود، اما تا سالهای پایانی عمرش، هر ساله برای او در مجموعه آرارات مراسم و آئینهای گرامیداشت برگزار میکردند. بازیکنانی چون سرژیک تیموریان، ادموند بزیک، ادموند اختر و مارکار آقاجانیان شماری از استعدادهایی هستند که او در آرارات به فوتبال ایران تحویل داد.
حسن حبیبی همچنین از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵ سرمربیگری تیم فوتبال المپیک ایران (زیر ۲۳ سال) را برعهده داشت. هرچند او در رساندن این تیم به به المپیک آتلانتا ۱۹۹۶ ناکام ماند اما بازیکنانی مانند کریم باقری، مهدی مهدویکیا، رضا شاهرودی، یحیی گلمحمدی، مهرداد میناوند، افشین پیروانی و نیما نکیسا از تیمی که حسن حبیبی ساخته بود به فوتبال ایران معرفی شدند.
حبیبی پس از کنار رفتن از سرمربیگری تیم امید ایران، ابتدا یک فصل سرمربی تیم فوتبال برق شیراز شد و پس از آن در فصل ۱۳۷۷-۱۳۷۶ سرمربیگری استقلال اهواز را برعهده داشت.
او پس از هدایت این تیم در ۵۹ سالگی، مربیگری را برای همیشه کنار گذاشت. حسن حبیبی سالهای پایانی زندگیاش را صرف بازگرداندن باشگاه آرارات به فوتبال ایران کرد. این باشگاه سال ۱۳۸۸ اعلام انحلال کرد اما از تاریخ ۱۸ مهر ۱۳۹۳ با برگزاری دیداری دوستانه با تیم هنرمندان هوادار استقلال، به صورت آماتور به فوتبال ایران بازگشت.