سندرم «کمآوردن در ورزش»؛ چرا مردان در سکوت رنج میکشند؟

منبع تصویر، Jake Smith
- نویسنده, سارا داوکینز
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
«فراتر از ورزش» بخشی از مطالب ورزشی بیبیسی است که داستانهای شگفتانگیز ورزشکاران یا رویدادهایی را روایت میکند که کمتر شنیدهاید. فهرست مطلبهای فراتر از ورزش را دنبال کنید.

هشدار: این مطلب به موضوع اختلالات خوردن میپردازد.
«اگر همین جوری پیش بروی، در ۳۰ سالگی روی ویلچر هستی.»
این جملهای بود که پزشکان چهار سال پیش به جیک اسمیت، دونده استقامتی بریتانیایی، گفتند.
از بیرون که نگاه میکردی، او در اوج دوران ورزشیاش بود، در ۲۳ سالگی با شرکت نایکی قرارداد حرفهای امضا کرده بود و در تورنمنتهای جهانی نماینده بریتانیا بود.
ولی همان زمان، بدنش فرسوده میشد و در چرخهای بیپایان گرفتار شده بود: مسابقه، بیماری، آسیبدیدگی و باز هم تکرار.
برنامه تمرینی فشرده در کنار الگوی نامنظم غذا خوردن باعث شد این ورزشکار ۲۸ ساله، با قد ۱/۷۰ متر و فقط ۵۱ کیلوگرم وزن از یک اردوی دوومیدانی در اوگاندا بازگردد. استخوانهایش چنان شکننده شده بود که به او گفتند، ممکن است دوران ورزشیاش به پایان برسد.
استخوان اسمیت ظرف چهار ماه دو بار به دلیل فشار تمرینات مو برداشت. وقتی سراغ متخصص رفت، پزشکان گفتند به عارضهای به اسم «کمآوردن در ورزش» (relative energy deficiency in sport) مبتلاست.
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
این سندروم میتواند هر کسی را گرفتار کند و اگر تشخیص داده نشود یا درمان نشود، میتواند بر عملکرد ورزشی اثر بگذارد و مشکلات جدی و درازمدتی برای سلامت به بار آورد.
نشانههای این بیماری در زنان تا حدودی بهتر بررسی شده است؛ همین ماه گذشته اما ناوارو، تنیسباز، از ابتلای خود به آن خبر داد و اعلام کرد تا سال ۲۰۲۷ از رقابتها کناره میگیرد.
اما مردان نیز به همان اندازه در معرض این سندروم هستند و به دلیل انگ اجتماعی و نبود نشانههای هشداردهنده آشکار، ممکن است بیماری مدت طولانیتری ناشناخته بماند؛ به همین دلیل بسیاری از آنان، مانند اسمیت، در سکوت رنج میبرند.
بخش ورزشی بیبیسی توضیح میدهد که این بیماری چیست، چه تاثیری بر مردان و زنان دارد و چرا بهرغم شیوع و شدتش، کمآوردن در ورزش همچنان حوزهای کمتر گزارششده و تا حدی نادیدهگرفتهشده در علوم ورزشی است.
کمآوردن در ورزش میتواند به مو برداشتن استخوان، اختلال در خواب، خستگی و افت روحیه منجر شود. اگر این بیماری درمان نشود، ممکن است مشکلات جدی و درازمدتی مانند پوکی استخوان، بیماریهای قلبی-عروقی و مشکلات باروری به دنبال داشته باشد.
دکتر نیکی کی، متخصص سلامت هورمونی، میگوید که بسیاری از این نشانهها از اختلال هورمونی ناشی از دریافت ناکافی انرژی سرچشمه میگیرد: «هورمونها به تکتک بخشهای بدن میرسند. بنابراین اگر هورمونهایتان بهدرستی کار نکنند، اثرش را در جاهای مختلف بدن حس میکنید.»
«برای داشتن هورمونهای سالم، باید بهطور منظم به آنها سوخت رساند. اگر این کار را نکنید و دچار کمبود انرژی شوید، معمولا برخی از این سامانههای هورمونی، کند میشوند یا بهکلی از کار میافتند.»
زنان با چرخه قاعدگی، شاخصی ماهانه برای سنجش سلامت هورمونی خود دارند؛ دکتر کی آن را «معاینه پزشکی رایگان ماهانه» مینامد.
به گفته او، به زبان ساده، قاعدگی در زنی که به کمآوردن در ورزش مبتلاست «خاموش» میشود. در مردان این نشانهها نامحسوسترند؛ سطح تستوسترون پایین میآید و در نتیجه میل جنسی کاهش مییابد و فرد دچار خستگی میشود.
به دلیل همین تاثیر بر قاعدگی زنان بود که این بیماری در اوایل دهه ۱۹۹۰ ابتدا «سهگانه ورزشکار زن» نام گرفت.
اما کمیته بینالمللی المپیک در سال ۲۰۱۴ نام آن را تغییر داد تا هم طیف گستردهتر نشانههای کمبود انرژی را در بر بگیرد و هم این واقعیت را بپذیرد که ورزشکاران مرد نیز از آن آسیب میبینند.
دکتر کی میگوید: «متوجه شدیم که نیمی دیگر از جمعیت را نادیده گرفتهایم. وضعیت عجیبی است، چون معمولا این سلامت زنان است که نادیده گرفته میشود ولی در این مورد مردان بودند که نه دیده میشدند و نه در پژوهشها حضور داشتند.»
حالا با گذشت ۱۲ سال، به نظر میرسد درستی آن تصمیم ثابت شده است؛ پژوهشهای اخیر بر شیوع این بیماری در مردان تاکید کردهاند.
تحقیق جامعی که پارسال در نشریه استرالیایی «اسپورتس مدیسین» منتشر شد، بر پایه پژوهشی با مشارکت هزاران ورزشکار حرفهای و آماتور در سراسر جهان، نشان داد ۴۴/۲ درصد از ورزشکاران زن و ۴۹/۴ درصد از ورزشکاران مرد دچار کمبود انرژی در دسترس بودند.

منبع تصویر، Jake Smith
چرا کمآوردن در ورزش این قدر رایج است؟
بخشی از پاسخ در این جمله نهفته است: «سبکتر، سریعتر است.»
این باور برای چند دهه در رشتههایی مانند دوی استقامت، دوچرخهسواری، سنگنوردی، سوارکاری، رقص و همچنین رشتههایی که بر زیبایی اجرا تکیه دارند، مانند شیرجه و ژیمناستیک، پذیرفته شده بود.
برای ورزشکارانی مانند اسمیت، مشکلات از همینجا آغاز شد: «سالها به آن باور داشتم. فکر میکردم راه پیشرفت همین است. کمکم به این فکر افتادم که چطور رکوردم را در نیمهماراتن ۱۰ ثانیه بهتر کنم؟ با کم کردن وزن؟ از همانجا بود که ذهنم کاملا به هم ریخت.»
این روش در ابتدا میتواند جواب بدهد.
وقتی بدن باید میان مصرف انرژی برای پاسخ به نیاز تمرین یا مصرف آن برای سالم ماندن یکی را برگزیند، در طول تکامل و در سایه تهدید شکارچیان آموخته است که همیشه حرکت را در اولویت قرار دهد.
این یعنی ورزشکاران میتوانند وزن کم کنند و همچنان تمرین کنند و در مسابقات نتایج خوبی بگیرند؛ ولی سرانجام این فرآیند متوقف میشود.
به گفته دکتر کی، این موفقیت «طلای قلابی» است؛ بدن خود را با کمبود انرژی تطبیق میدهد و همین به افت عملکرد و خطر بالای آسیبدیدگی میانجامد.
جانی براونلی، قهرمان المپیک و جهان، قبول دارد که اشتباهاتش در دریافت ناکافی انرژی در دوران حرفهایاش در سهگانه، در آسیبدیدگیهای جدی او نقش داشته است: «اهمیتش را درک نمیکردم. تمرین در اولویت بود و فکر میکنم آموزش کافی درباره اهمیت تامین انرژی ندیده بودیم.»
«از نظر فرهنگی، اگر حین رکابزدن چیزی میخوردی تا انرژی بگیری، به نوعی نشانه ضعف بود و نتیجهاش قطعا آسیبدیدگی؛ احتمالا آنطور که باید، پس از تمرینهایم ریکاوری نمیکردم، دچار واکنشهای استرسی و شکستگیهای جزئی میشدم. این یک سوی ماجرا بود و سوی دیگرش احتمالا عملکرد ضعیفتر در مسابقات.»
براونلی که بهتازگی بازنشسته شده، معتقد است فرهنگ نخوردن روی دوچرخه اکنون تغییر کرده است اما هنوز انگ «کمآوردن در ورزش» روی شما سنگینی میکند و این تصور وجود دارد که این بیماری «مسئلهای زنانه» است: «در زنان نشانههای آشکارتری وجود دارد ولی در مردان ممکن است تا حدی از چشم پنهان بماند و ناگهان با یک آسیبدیدگی بسیار جدی سراغتان بیاید.»
«فکر میکنم انگی به آن چسبیده است، یا آن را پاسخ بدیهی برخی مشکلاتتان نمیدانند و دیرتر کشف میشود. مردان هم دوست ندارند درباره کمخوری حرف بزنند، چون اینطور برداشت میشود که "احتمالا باید حالت بهتر باشد و باید از پسش بربیایی".»
همین نگرشها در میان ورزشکاران مرد بود که دکتر کی را در سال ۲۰۱۹ به انجام یک آزمایش واداشت.
او با بررسی ۵۰ دوچرخهسوار مرد که در مسابقات شرکت میکنند، دریافت که نزدیک به نیمی از آنان سلامت استخوانی ضعیفی داشتند و ۲۵ درصد به کمآوردن در ورزش مبتلا بودند.
او سپس دوچرخهسواران را به دو گروه تقسیم کرد. در طول شش ماه، یک گروه همان عادتهای تمرینی و تغذیهای پیشین را ادامه دادند و گروه دیگر زیر نظر دکتر کی آموزش دیدند و توصیههای تغذیهای و تمرینی دریافت کردند: «گروهی که به حال خود رها کرده بودم، متاسفانه به همان روال پیشین ادامه دادند و تراکم مواد معدنی استخوانشان باز هم کاهش یافت، مشابه فضانوردی در فضا... عملکردشان بد نبود اما با توجه به توان آستانه عملکردیشان، به نتایجی که از آنها انتظار میرفت نرسیدند.»
«در گروهی که زیر بالوپر خودم گرفتم، سلامت استخوان بهتر شد و نتایج مسابقاتشان واقعا خوب بود. بنابراین شواهدی داشتم که کمآوردن در ورزش قطعا در میان دوچرخهسواران مرد گروهم بهطور گسترده وجود دارد.»
«اگر به اندازه کافی انرژی دریافت نکنید، عملکردتان پایینتر از توانتان خواهد بود. خبر خوب این است که این بیماری برگشتپذیر است ولی اگر کاری نکنید، وضعیت رو به افول میرود.»

منبع تصویر، Getty Images
از آنجا که این سندروم و نشانههایش هنوز بهخوبی شناختهشده نیست، اغلب مشخص نیست که از کجا باید کمک گرفت.
پیپا وولون، دونده پیشین تیم ملی بریتانیا، پس از دستوپنجه نرم کردن با این بیماری، وبسایتی به نام «پروژه کم آوردن در ورزش» راهاندازی کرد که اطلاعات و منابع کاربردی برای ورزشکاران، مربیان، والدین و کادر درمان ارائه میدهد.
دکتر کی نیز به ورزشکاران در همه سطوح کمک میکند تا دچار «کمآوردن در ورزش» نشوند. بیشتر بیمارانش زن هستند ولی به گفته او اکنون مردان بیشتری برای کمک گرفتن به او مراجعه میکنند که اغلب «در وضعیت بدی» قرار دارند: «فکر میکنم مردان شاید بیشتر از زنان تردید دارند، یا شاید متوجه نیستند که به آن مبتلا هستند. گاهی هم واژه دیگری برایش به کار میبرند و میگویند فرسودگی.»
«البته برایم مهم نیست، چون کمآوردن در ورزش قطعا جنبهای روانی هم دارد. چرا این کار را میکنید؟ چرا کربوهیدرات نمیخورید؟»
گاهی پاسخ دادن به این پرسشها دشوار است، چون کمخوری ناخواسته اتفاق میافتد؛ یا به دلیل درک نکردن یا دستکم گرفتن نیاز انرژی بدن، یا به این دلیل که فرد همزمان با افزایش شدت یا مدت ورزش، کالری یا کربوهیدرات بیشتری دریافت نمیکند.
اما برای برخی دیگر، از جمله برایان اسمیت، قهرمان پیشین دوچرخهسواری بریتانیا، مسئله عمدی بودن این ماجراست.
شرکت در مسابقه جادهای المپیک ۱۹۹۶ به نمایندگی از بریتانیا باید اوج دوران ورزشی او میبود، ولی در پشت پرده این موفقیت، اسمیت از اختلال خوردن و بیماری روانی جدیای به نام پرخوری عصبی (بولیمیا) رنج میبرد.
به باور او این بیماری ریشه در وسواس رشتهاش به وزن داشت: «همیشه احساس میکردم اضافهوزن دارم. همه درباره وزن تحت فشار بودند اما هیچکس واقعا دربارهاش حرف نمیزد.»
«قدم کمی کوتاهتر از ۱/۸۳ متر است و عضلات سرینی و ران درشتی دارم. به عنوان دوچرخهسوار جاده، با وزن ۶۸ کیلوگرم مسابقه میدادم که برای قد و هیکلم، لاغر به شمار میرود. حتی تا حدود ۶۶ کیلوگرم هم پایین آمدم و وقتی به آن وزن رسیدم، احساس میکردم توانم کم شده و حالم بد بود.»
اسمیت که اکنون ۵۹ سال دارد، تنها هشت سال پیش، وقتی دویدن را آغاز کرد و دچار سه شکستگی از جمله یکی در استخوان ران شد، فهمید که در دوران حرفهایاش به کمآوردن در ورزش مبتلا بوده است.
آسیبی که این بیماری به بدنش زده چنان سنگین بوده که اسمیت میگوید، حالا هرگز هیچکس را به دنبال کردن دوچرخهسواری حرفهای تشویق نمیکند: «واقعا سالم نیست. اگر میخواهید به بالاترین سطح این ورزش برسید، در سالهای بعدی زندگی رنج خواهید کشید. دارید بدنتان را نابود میکنید.»
«تیمهای ورزشی اهمیتی نمیدهند؛ تنها دغدغهشان عملکرد است. برای همین یک دوچرخهسوار را پرورش میدهند، به او غذا میدهند و وزنش را به عدد مشخصی میرسانند. برایشان مهم نیست در سالهای بعد چه بر سرش میآید. حالا رنج میکشم و حسرتهای زیادی دارم. فقط ای کاش درباره این موضوع بیشتر میدانستم.»
بهرغم اینکه اسمیت معتقد است رشتهاش برای تغییر نگرشها راه درازی در پیش دارد، فدراسیون دوچرخهسواری بریتانیا میگوید با آموزشهایی که از سطح آکادمی آغاز میشود و نیز غربالگریهای سالانه جسمی و روانی، پیشرفت زیادی حاصل شده است.
دکتر نایجل جونز، مدیر ارشد پزشکی فدراسیون دوچرخهسواری بریتانیا، به بخش ورزشی بیبیسی میگوید: «یکی از کارهای مهمی که در ۱۰ سال گذشته انجام دادهایم، این بوده که تلاش کردهایم این موضوع را به گفتوگویی درباره عملکرد تبدیل کنیم.»
«الان گفتوگو با ورزشکار را حول این محور شکل میدهیم که "اگر انرژی کافی دریافت نکنی، نمیتوانی بهترین عملکردت را داشته باشی،" در حالی که پیشتر در رشتههایی که نسبت توان به وزن در آنها مهم است، احتمالا گفتوگو این بود که "باید سبکتر شوی".»
«فکر میکنم سادهلوحانه است اگر بگوییم کمآوردن در ورزش هرگز مشکلی نخواهد بود. اما دوست دارم باور کنم که با کارهایی که انجام میدهیم، شیوع آن کاهش خواهد یافت.»

منبع تصویر، Getty Images
فدراسیون دوچرخهسواری بریتانیا در این رویکرد تنها نیست؛ فدراسیون جهانی سنگنوردی دو سال پیش با اجباری کردن معاینات سلامت برای ورزشکاران، گامی فراتر برداشت.
این فدراسیون با ترکیبی از پرسشنامههای پیش از فصل و غربالگریهای «تصادفی و هدفمند» در مسابقات، مشابه شیوه اجرای آزمایشهای دوپینگ، سنگنوردان حاضر در مسابقات قهرمانی جهان یا جام جهانی را از نظر هرگونه نشانه کمبود انرژی در دسترس یا کمآوردن در ورزش زیر نظر میگیرد و اگر ورزشکاری سالم تشخیص داده نشود، ممکن است از شرکت در مسابقه منع شود.
این سیاست را نعیمه کنستانتینی، متخصص این حوزه، تدوین کرده است. او میگوید به اقدام فدراسیون جهانی سنگنوردی «افتخار میکند» و معتقد است فدراسیونهای دیگر نیز باید از آن پیروی کنند: «ما در تلاشیم آموزش دهیم و پیشگیری کنیم. من پلیس نیستم و دنبال متقلبها هم نمیگردیم. من پزشکم و میخواهیم مطمئن شویم ورزشکارانمان سالمند.»
«پیشگیری بهترین دارویی است که میتوانید تجویز کنید. میخواهیم ورزشکاران و مربیان بفهمند که موضوع وزن نیست. موضوع قدرت است، عملکرد است و رساندن سوخت به بدن و اگر به شیوهای ناسالم وزن کم کنید، بهایش را میپردازید.»
امید میرود با افزایش آگاهی و آموزش، بتوان روند کمآوردن در ورزش را معکوس کرد.
ولی بسیاری هنوز نهتنها در سکوت، بلکه در ناآگاهی از این قضیه رنج میبرند. همین موضوع به جیک اسمیت انگیزه داده تا روند بهبودش را همچنان در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارد؛ صدها مرد و زن برای گرفتن مشاوره و حمایت به او پیام میدهند.
اسمیت توانسته بیماریاش را برگرداند و اکنون بهتر از همیشه مسابقه میدهد؛ او بهتازگی ماراتن برلین را با بهترین رکورد شخصیاش، دو ساعت و ۹ دقیقه و ۲۴ ثانیه، به پایان رساند.
هدف بزرگ او المپیک ۲۰۲۸ است، هرچند که میگوید، اولویتش این است که در هر خط شروعی در با سالمترین بدن بایستد: «هرگز نمیخواهم ببینم ورزشکاری، سالهایی را که من گذراندم، تجربه کند. اکنون ۱۰ تا ۱۵ کیلوگرم سنگینتر از هر زمان دیگری هستم و مهمترین چیزی که میتوانم بگویم این است که هرگز تا این اندازه خوشحال نبودهام. برای انجام هر کار دیگری به بدنی سالم نیاز دارید.»
«سنگینترم، سریعترم و خوشحالترم.»


































