شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
سوریه پس از اسد؛ چرا بسیاری میگویند زندگی سختتر شده است؟
- نویسنده, هوگو باچگا
- شغل, خبرنگار خاورمیانه
- در, دمشق، سوریه
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
ماه گذشته، اعتراضهایی در میدانها و خیابانهای سراسر سوریه شکل گرفت. مردم لاستیک آتش زدند، جادهها را بستند و شعار دادند، خشم آنها از تصمیم دولت برای افزایش دوباره قیمت سوخت بود.
این بزرگترین نمایش نارضایتی از زمانی بود که احمد شرع، دو سال پیش به قدرت رسید.
مردی در گفتوگو با یک شبکه تلویزیونی سوریه گفت همچنان از مقامها حمایت میکند، اما شرایطش آنقدر بد شده که دیگر توان خرید نان ندارد.
فرد دیگری گفت: «راستش را بخواهید، دیگر هر صبح میترسیم ببینیم تصمیم تازه چه خواهد بود.»
این افزایش قیمت تازهترین مورد از مجموعه اقداماتی بود که مردم آنها را عامل تشدید بحران هزینههای زندگی میدانند.
برای بسیاری از سوریها، وضعیت مالی زندگی از زمانی که شورشیان به رهبری شرع، بشار اسد را سرنگون کردند، بدتر شده است. این سرنگونی به پنج دهه حکومت خشن خانواده اسد و بیش از ۱۳ سال جنگ داخلی ویرانگر پایان داد.
شرع که به ریاستجمهوری رسید، از آن زمان رهبری دوره گذار سوریه و تلاشها برای احیای اقتصادی را بر عهده داشته که پس از سالها سوءمدیریت، انزوا و جنگ از هم گسیخته است.
هیچ کس درباره دشواری این مسیر تردیدی نداشت.
اما در حالی که سوریها سقوط اسد و آزادیهای تازهشان را جشن میگرفتند، شاید به شکلی غیرواقعبینانه امیدوار بودند اوضاع خیلی زود بهتر شود.
این اتفاق نیفتاده و نحوه مدیریت اقتصاد بسیاری را ناامید کرده است.
از هزینههای ضروری زندگی گرفته تا کالاهای روزمره، بهای تقریبا همهچیز افزایش یافته است. بسیاری نیز افزایش بیشتر و غیرمنتظره قیمت سوخت را نشانهای از دولتی دانستند که از مشکلات و واقعیتهای زندگی مردم فاصله گرفته است.
یکی از معترضان خطاب به احمد شرع گفت: «ما میدانهای گرد نمیخواهیم. هر روز یک میدان جدید میسازند. مردم از شما حمایت کردند و هنوز هم کنارتان هستند، اما این وضع اوضاع را منفجر خواهد کرد.»
چند روز بعد، در حالی که درخواستها برای برگزاری اعتراضهای بیشتر افزایش یافته بود، این افزایش قیمت لغو شد.
در یکی از حومههای دمشق، برای خرید هفتگی همراه فاطمه صالح عید به یک بازار روباز رفتم. او ۵۰ سال دارد و بهعنوان نظافتچی کار میکند تا به تامین هزینههای خانواده کمک کند.
او گفت: «خیلی سختی کشیدهایم.»
شوهرش بهتازگی پس از یک سال بیکاری در یک کارخانه سرامیک مشغول کار شده است.
او از خوششانسهاست، چون بسیاری برای پیدا کردن کار مشکل دارند.
در بعضی خیابانها، مردان جمع میشوند به امید این که کسی برای کار روزانه به سراغشان بیاید اما اغلب بینتیجه منتظر میمانند.
دولت از زمان به قدرت رسیدن، در قالب سیاست ریاضت اقتصادی بسیاری از یارانههای قدیمی را بهشدت کاهش داده است.
قیمت نان، که از اقلام اصلی غذای سوریهاست، ۱۰ برابر شده است. قیمت سوخت اکنون با میانگین جهانی همسطح شده است؛ موضوعی که کشاورزان را تحت فشار قرار داده و هزینه حملونقل را افزایش داده است.
هزینه برق نیز برای برخی چند صد درصد بالا رفته است.
در واکنش، مقامها دستمزدهای بخش دولتی، از جمله مستمری بازنشستگان، را افزایش دادهاند اما جای تعجب ندارد که با ادامه افزایش قیمتها، اثر این افزایش درآمد عملا از بین رفته است.
فاطمه گفت: «الان خیلی کمتر غذا میخوریم. دیگر نمیتوانیم مرغ یا گوشت بخریم. فقط سبزیجات میخوریم، اما حتی آن هم گران است.»
«انشاءالله قیمتها پایین بیاید.»
در حالی که او صحبت میکرد، حدود دوازده نفر از سنین مختلف دور ما جمع شدند.
هیچ کس مخالفتی نداشت.
مردی سالخورده گفت او هم دیگر گوشت نمیخورد.
مرد دیگری که در دهه دوم زندگیاش بود گفت خانوادهاش دیگر توان پرداخت هزینه داروی پدرش را که بیماری قلبی دارد، ندارد.
زن جوانی نیز گفت او و چهار فرزندش فقط هر دو روز یکبار توان خوردن یک وعده غذای کامل را دارند.
مروان باشور، بازنشسته ۶۸ ساله، گفت حقوق ماهانهاش حدود ۹۰ دلار است، همان حداقل دستمزد بخش دولتی.
او گفت: «اصلا کافی نیست.»
برنامه توسعه سازمان ملل متحد گفته بود سال گذشته ۹۰ درصد سوریها در فقر زندگی میکردند.
مروان توضیح داد چگونه دخل و خرجش را جور میکند.
او گفت: «گاهی پول قرض میکنم، گاهی وسایل خانه را میفروشم، مثلا قابلمه قدیمی یا بشقابهایی که هیچ وقت استفاده نکردهایم، یا هدیههایی که به ما داده بودند. مجبور شدهام وسایل خانه را بفروشم.»
فشارهای دیگری هم وجود داشته است.
مروان مانند بسیاری از سوریها پیشتر به کمک سازمانهای امدادی وابسته بود.
اما این کمک برای او متوقف شده، چون این سازمانها به دلیل کاهش بودجه مجبور به کم کردن خدمات شدهاند.
سوریه همچنین از پیامدهای جنگ آمریکا و ایران در امان نمانده است.
دولت گفته بود افزایش قیمت سوخت که به اعتراضها منجر شد، تا حدی نتیجه فشار جنگ بر بازارهای انرژی بوده است.
با بازنشسته دیگری به نام نبیل الرحمین ۶۳ ساله، دیدار کردم. هیچ یک از چهار فرزند بزرگسال او نتوانستهاند کاری پیدا کنند.
او گفت: «الان فقط روزی یک وعده غذا میخوریم. فاجعه است.»
چهرهاش خسته به نظر میرسید.
«فقط من نیستم. همه مردم همین وضع را دارند. همه گرسنهایم... زیر فشار افزایش هزینهها داریم خفه میشویم.»
نبیل مرا به خانهاش برد، در منطقهای فقیر با کوچههای باریک و ساختمانهای ساده.
آنجا همسرش را دیدم. او در تاریکی مشغول کارهای خانه بود.
نبیل گفت: «از قبض برق میترسم.»
«روشنایی خانه را کم کردهایم و یخچال را هم روزی حدود پنج ساعت خاموش میکنیم.»
با این حال، آخرین قبض برقشان حدود یک سوم درآمد خانواده بود و هنوز آن را پرداخت نکرده است.
دکتر حید حید، ستوننویس سوری و پژوهشگر مشاور در اندیشکده چتم هاوس در لندن، گفت «بخش قابل توجهی از جمعیت» در مقایسه با دوران پیش از سقوط اسد وضعیت بدتری دارند.
او گفت بحران اقتصادی «یکی از خطرناکترین مسائل» برای دولت است و بخشی از آن نتیجه تصمیمهای خود دولت است.
او گفت: «بخشی از [بحران] به کمبود منابع [مالی] و میراثی مربوط میشود که حکومت قبلی بر جا گذاشته است.»
«اما بخشی هم تاثیر مستقیم سیاستهای جدیدی است که [سوریه] را به سمت نوعی اقتصاد لیبرال و بازار آزاد میبرد، بدون اینکه تاثیر آن بر مردم در نظر گرفته شود.»
سخنگوی وزارت اقتصاد و صنعت سوریه به من گفت کسی برای مصاحبه در دسترس نیست.
احمد شرع البته دستاوردهای مهمی نیز داشته است.
تحریمهای بینالمللی اعمالشده در دوران اسد لغو شدهاند و آمریکا نیز سوریه را از فهرست کشورهای حامی تروریسم خارج کرده است.
وضعیت امنیتی همچنان بیثبات و نگرانکننده است، اما کشور در مجموع باثباتتر به نظر میرسد.
احمد شرع به تحکیم قدرت خود ادامه داده است و اوایل امسال شمال شرق غنی از منابع را از یک نیروی شبهنظامی تحت رهبری کردها بازپس گرفت.
دروزیها همچنان بخشهایی از جنوب را در کنترل دارند، جایی که خواهان ایجاد یک منطقه خودمختار هستند. اسرائیل نیز بخشهایی از جنوب غربی سوریه را در اشغال دارد.
اما بهبود واقعی اقتصادی هنوز رخ نداده است.
بخشهای بزرگی از سوریه پس از جنگی که نیم میلیون نفر را کشت و نیمی از جمعیت را آواره کرد، همچنان ویران است.
بسیاری از خانوادهها که توان پرداخت اجاره ندارند در ساختمانهای نیمه ویران زندگی میکنند.
بانک جهانی هزینه بازسازی را حدود ۲۱۶ میلیارد دلار برآورد کرده و بدون کمک و سرمایهگذاری خارجی، بازسازی برای سوریها غیرممکن خواهد بود.
سمیر عیطه، اقتصاددان سوری و رئیس «حلقه اقتصاددانان عرب»، یک اندیشکده مستقل مستقر در پاریس، گفت بحران «ترکیبی از سیاستها و ناتوانی [دولت] در مدیریت انتظارات و ایجاد امیدهای غیرواقعبینانه» است.
وقتی از او پرسیدم درباره آینده چه احساسی دارد، گفت: «این وضعیت قابل دوام نیست. اگر تغییر نکنند، از هرجومرج میترسم.»
سوریها که از سالها جنگ فرسوده شدهاند و عملا انتخاب چندانی هم ندارند، همچنان امیدوارند.
ابومحمود، راننده تاکسی، به من گفت: «آنها کشوری ورشکسته تحویل گرفتند، پس مردم باید صبور باشند. هیچ چیز یکشبه درست نمیشود.»